حسن بن الفضل الطبرسي ( مترجم : ميرباقري )
43
مكارم الأخلاق ( فارسي )
گفتم : كم است ، فرمود چرا شوخى نميكنيد كه شوخى از خوش اخلاقى مايه مىگيرد و با شوخى دل برادر ( مؤمن ) خود را شاد ميكنى . پيغمبر ( ص ) با مردم شوخى ميكرد براى آنكه آنان را خوشحال كند . در گريهء پيغمبر ( ص ) از انس بن مالك : ابراهيم فرزند پيغمبر را ديدم كه داشت جان ميداد . پيغمبر ( ص ) از چشمان اشك فرو ريخت و فرمود : چشم اشك مىريزد ، و دل غمين مىگردد ولى نمىگويم جز آنچه پروردگار ما راضى است . و اى ابراهيم ما براى تو اندوهناكيم . از خالد بن سلمة مخزومى : چون زيد بن حارثه از دنيا رفت پيغمبر ( ص ) به خانه اش رفت ، دختر زيد چون حضرت را ديد بناى ناله و گريه نهاد ، پيغمبر ( ص ) بشدت گريست . گفت : يكى از اصحاب گفت يا رسول الله ( ص ) اين چه حالت است ؟ فرمود اين از شوق دوست است نسبت به دوست .